السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )

685

عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )

در وجود پيامبر اسلام هم بوده و از او هم به على بن ابى طالب ( ع ) منتقل گرديد و از على هم به فرزندش حسن و پس از وى به يك يك امام‌ها منتقل گرديد . و همهء گروه‌هاى مختلف « سبئيه » عقيدهء به تناسخ ارواح و همچنين عقيده به رجعت دارند و گروهى از « سبئيه » عقيده دارند كه امام‌ها نوهايى هستند منشعب از نور خدا ، و آنها جزئى مىباشند از اجزاى خداوند . و صاحبان اين عقيده را « حلاجيه » « 1 » مىنامند ، و ابو طالب صوفى هم همين عقيده را داشته و اشعار ذيل را ، طبق همان عقيدهء باطلش در اين باره سروده است : نزديك است كه ايشان . . . باشند . اگر نه ربوبيّتى بود ، آن هم نبود چه نيكو چشم‌هايى كه به غيبت نگرانند و همانند چشم‌هايى كه پلك و مژه دارند نمىباشند . نورهاى قدسى دارند آن چشم‌ها كه به خدا متصّل‌اند ، آن چنان كه خدا خواسته است خواهد بود . نه جاى خيال است و نه جاى زيركى . آنان هم چون اشباح و سايه‌ها هستند آن روزى كه مبعوث مىگردند ، ولى نه سايه‌اى مانند سايهء آفتاب و سايهء خانه . « 2 » و ابن عساكر ( درگذشتهء 571 ه - ) در تاريخ خود ، در شرح حال عبد الله بن سبأ علاوه بر روايتى كه سيف در بارهء وى نقل نموده است ، و گذشته از رواياتى كه ما مضمون برخى از آنها را در جلد اوّل اين كتاب ، « 3 » و برخى ديگر را در صفحات پيش آورديم ، شش روايت ديگرى را نيز كه ذيلًا به نقل آنها مىپردازيم مىآورد :

--> ( 1 ) . حلاجيه منسوب به حسين بن منصور حلاج است . حسين بن حلاج يك مرد جادوگر و شعبده باز بود . در شهرها ميگرديد و در هر شهرى هر نوع عمل و يا مسلكى را رائج ميديد ، خود را طرفدار آن قلمداد مينمود . مثلًا در ميان معتزليها معتزلى ، و در ميان شعيان شيعه ، و در ميان اهل تسنّن خود را سنّى جا ميزد . ( 2 ) . كادوا يكونون . . . * لولا ربوبية لم تكن فيالها أعينا بالغيب ناظرة * ليست كاعين ذات المأق و الجفن نوار قدس لها بالله متصل * كماشاء بلا و هم و لا فظن هم الاظلة و الاشباح ان بغثوا * لا ظل كالظل من فيئى و لا سكن ( 3 ) . ج 1 ، فصل پيدايش افسانهء عبد الله بن سبأ .